خرید بک لینک
در مورد حمله و یا ترور ناموفق به ترامپ من با ایلان ماسک موافقم، سرویس مخفی کوتاهی کرده در تامین جوانب لازم.. هرچند از این سرویس مخفی همچون اسلاف خود که در دهههای گذشته در ترور جان اف کندی مشارکت داشته انتظار زیادی نباید داشت.. البته من ایلان ماسک را یک فرد شیاد و سؤاستفادهگر میبینم که برای خودش نقابی از یک کار آفرین موفق زده او رسانهای قدرتمند تصاحب کرده تا امور مختلف مربوط به خود و جوانب دیگر را کنترل کند و در مجموع آنطور که معرفیاش میکنند و عوام باورش کردهاند نیست .. ماسک یک مجری اجرایی کننده طرحهای مختلف است، از جنبههایی دیگر مثال فردی است که دستانش را بر سکان هدایت کشتی اهداف سرمایهداران متمول گذاشتهاند و تا مادامی که نقشش را خوب بازی کند و وجه مطلوبی از خود نشان دهد این دستها بر سکان خواهد ماند و همه نوع حمایتی از وی نیز در کار است.. ..چه اتفاقی افتاد که شلیک خطا رفت و ترامپ هنوز زنده است؟ نمیدونم! اما این یک ترور جدی بود و نه نمایش و نه شو .. واقعن قصد حذف وی را داشتن اما گلوله خطا رفت...…اینروزا شبیه به راننده تریلیهایی شدم که وقت ندارن به وضعیت ظاهری خودشون برسند .. صدای خانه و مادرم درآمده.. سالهای زیادی است بیخیال این چیزا شدم برام مهم نیست نظر بقیه..این یک بخش از داستانه موضوع بعد این که من هیچ وقت زیاد برای ظاهرم وقت نمیکذاشتم آلن دلون نبودم و نیستم ولی رخ جالبی داشتم در گذشته و نه الان و همین کافی بود تا بخودم نرسم تا کمتر بچشم بیام و دیده بشم گریزان بودن از در معرض کانون توجهات قرار گرفتن بخش مهمی از شخصیتم در مواجه با محیط بیرونی شده … در جمع نبودن و دور بودن و یا گوشهای دنج در یک جمع شلوغ تنها نشستن انتخابهای مطلوب و خوبیه.. + نوشته شده

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 23:43

دیشب شام ماهی خوردم... شب که خوابیدم خواب دیدم به یک موجود آبزی تبدیل شدم و کلی شِنو کردم مابین آب های گِل آلود و تمیز و از جانوران ریز جثه درون آب تغذیه کردم و هرزگاهی هم مابین گِلهای کف آب به جستجوی چیزی برای خوردن یافتن گشت و گذار کردم و...وقتهایی هم که از لبنیاتی شیر طبیعی میخرم تا با عسل و آجیل بخورم. بازخوردهای عجیبی دارم موقع خواب و چیزهای زیادی میبینم ..اینطور بگم که وارد یک عالم سورئال و پر از وقایع و اتفاق میشم.. بعضی وقت ها که دوغ محلی و روستایی میخورم باز هم همین وضعیت برام پیش میاد زمان خواب...چند وقت پیش هم از یک زنی که زیاد آدم جالبی نیست چندتایی کلوچه گرفتم و خوردم. شب کلی چیزهای ناخوشایند تو خواب بسروقتم اومدن تو خواب مطمئن بودم از همون کلوچه ها هستن دلیل این شزایطم.. ساعت دو شب بود که از خواب پریدم و تا روشنایی روز و بلند شدن صدای پرنده های ساکن شاخه درختهای تو کوچه بیدار موندم... نصف تایم به بررسی وضعیتهای شطرنج گذشت بقیش هم به دیدن تلویزیون و گیم بگذشت ..آن شبِ کذایی ..هر کاری غیر از خواب! + نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر ۱۴۰۳ساعت 21:13  توسط 14  | 

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: جمعه 15 تير 1403 ساعت: 12:40

یه چیزی این پایین مینویسم شما علاوه براین که بعداز خوندنش بهم میخندین، باورشم نمیکنید ...کمپانی اتومبیل سازی پژو فرانسه مدل مفهومی ئی_لجند را براساس ایده و شرحِ طرحی که من بهشون داده بودم ساختن ..گفتم که باور نمی کنید ... آره بابا بخندید راحت باشید ...+ سال 92 قبل از رفتن به سربازی در فیسبوک براشون دایرکت زدم ..در طرح من،مدل استاندارد 504 (peugeot 504 classic) مدنظر بود. منتها اونا زرنگی کردن و روی پینینفارینای 504 (peugeot 504 pininfarina) اجراش کردن.. پیشنهاد من برای جلو پنجره استفاده از نمای مدلهای چند سال قبلِ دوج یا داج امریکایی بود. دقیق نوشته بودم کدام یک و به چه دلیل. الان حضور ذهن ندارم. و برای نمای عقب هم ایده وام گرفتن از سری مدلهای ماستانگ را دادم که چطور باید باشد و.... و... و برای کابین هم نوشته بودم بایست از بابت متفاوت در آمدن کار از اِلمانهای یک سفینه فضایی بهره بگیریم و باز توضیحاتی که الان خاطرم نیست ...انقدر سرخورده شدم سر این داستان که سعی کردم همه چیزش رو فراموش کنم ...+ دیگه دسترسی به اون اکانت فیسبوک که باهاش دایرکت زدم ندارم. یکی دوتا دیگه هم بعدها ساختم که در حال حاضر به اونها هم دسترسی ندارم از بس بهشون به فیسبوک رجوع نکردم امکان ورود ازم سلب شده ... + نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳ساعت 17:59  توسط 14  | 

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 17:17

صفحه بندی